الشيخ المنتظري

235

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

به علم پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده شك و ترديد نبوده است . بسيارى از كسانى كه از پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) روايت مى كنند خيلى بعد از حضرت على ( عليه السلام ) ايمان آورده اند ; مثلاً ابوهريره كه اين همه اهل سنّت از او روايت نقل مى كنند ، سال هفتم هجرت به پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ايمان آورده است و سه سال با پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بوده است ; و در بين كسانى هم كه از اوّل ايمان آورده اند ، در آن حدّ كه حضرت على ( عليه السلام ) با پيغمبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بود و عنايت به علم پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) داشت ديگران نداشتند . در اين زمان هم مى بينيم كسانى دور يك آقايى هستند ، عده اى به علم آن آقا توجّه و عنايت دارند و استفاده علمى بيشتر از او مى برند ، عده اى هم دنبال كار خودشان هستند ، وقتى هم بحث علمى پيش مى آيد بلند مى شوند مى روند ، بى تفاوت هستند ; در زمان پيامبر همچنين بود ; حضرت على ( عليه السلام ) از كودكى در دامن پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بزرگ شده است ، و پيامبراكرم مى فرمايد : « أنا مدينة العلم و علىّ بابها » ( 1 ) من شهر علم هستم و على درب آن . از باب اين كه على ( عليه السلام ) عنايت بر علوم پيامبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) داشتند . از بسيارى روايات استفاده مىشود كه ائمه ( عليهم السلام ) مخصوصاً امام صادق ( عليه السلام ) در مواقعى كه مسائلى را مطرح مى كردند و از مسائلى بود كه فقهاى آن روز قبول نمى كردند ، كتابى داشتند به طول هفتاد ذراع كه آن را مى آوردند و مى فرمودند : « هذا واللّه خطّ علىّ بيده و املاء رسول اللّه » ( 2 ) به خدا قسم اين كتاب املاء رسول اللّه است كه على با دست خودش نوشته است ; علاوه بر عنايتى كه حضرت به علوم پيامبر داشت ، داراى هوش و استعداد خدادادى و امتياز ذاتى بود كه باعث مى شد علوم پيامبر را ضبط كند . بعد از پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) قاعده اش اين بود كه حضرت على ( عليه السلام ) بر فرض كه خليفه

--> 1 - الغدير ، ج 6 ، ص 61 2 - بحارالانوار ، ج 26 ، ص 18 تا 51